ما اصلا کبريت نخواستيم

ما اصلا کبریت نخواستیم

سر جلسه خواستگاری بعد از نیم ساعت سکوت مادر داماد:ببخشین کبریت دارید؟

خانواده عروس:کبریت؟!برای چی؟

مادر داماد: والا پسرم می خواست سیگار بکشه.

خانواده عروس:پس داماد سیگاریه؟!

مادر داماد:سیگاری که نه والا مشروب خوردن،بعد از مشروب سیگار می چسبه!!

خانواده عروس:پس الکلی هم هست؟؟

مادر داماد:الکلی که نه والا قمار بازی کرد باخت ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره!

خانواده عروس:پس قمار بازی هم می کنه؟

مادر داماد:آره دوستانش توی زندان بهش یاد دادن!

خانواده عروس:پس زندان هم بوده؟

مادر داماد:زندان که نه والا معتاد بوده گرفتنش یه کمی بازداشتش کردند!

خانواده عروس:پس معتاد بوده؟

مادر داماد:آره معتاد بود بعد زنش لوش داد!!!

خانواده عروس:زنش؟؟؟؟؟؟!!!!

مادر داماد:اه،چقدر آدم رو سوال پیچ می کنید!!!اصلا ما کبریت نخواستیم.

نتیجه اخلاقی:همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشید.

نگارو مهرناز گلم مرسی که سر می زنید.خوشحالم که دوستان خوبی مثل شما دارم.

بهار عزیزم مرسی از نظر قشنگت

افسانه جونم خوشحالم که اومدی راستی خوبی؟

شنتیا جون شعر بسیار زیبایی بود و خیلی خوشم اومد

و شما متین این دختر خانم نماز نمی خونه.فکر نمی کنم آدم فقط در نماز با خدای خودش درد دل و راز و نیاز کنه.

از همه برای نظرات متشکرم

دوستان یه نگاهی به قسمت دوستان پاییزی من بکنید و به اونها هم سر بزنید وبلاگ من(رها)ویگانه و نگین آپ شد به ما در اونجا و وبلاگ رها(من)ونلما دوست خوبم هم سر بزنید.منتظر نظراتتون در 3 وبلاگ هستم.

/ 6 نظر / 9 بازدید
شنتيا

من که حتما کبريت ميبرم خواستگاری!! شايد فندکم بردم

مرسی با باخت ديشب پرتغال نياز به يه کم خنده داشتم راستی شعرم هم قابلی نداشت

شنتيا

بدون نام کيه ديگه من اسمم شنتياس

افسانه

خیلی خندهدار بود من که کلی موقع خوندنش خندیدم . من خوبم عزیزم تو چی

يگانه

سلام رها جون مااصلا کبريت نخواستيم خيلی جالب بود دختر خاله عزيزم خيلی دووستت دارم راستی الان که به وبلاگت يک نيم نگاهی ميندازم نظرم در مورد وبلاگت فرق ميکنه وبلاگت جالبه البته نه خيلی فعلا بای

سپيده

وب قشنگی داری وخوب می نويس به منم سربزن