خوش آمديد.نظر يادتون نره

اين گل ناز رو تقديم ميکنم به افسانه گلم که اينقدر به من لطف داره

 و برام ميل ميزنه و نظر ميده( اگه نديدی تو لينک برو)

دنيا ديگه مثل تو نداره افسانه

يه شهر باحال از سروده های دوست گلم نگار

 

در دهکده ای باز دل آرام گرفت

در پس پنجره ای بی دود و غبار

مينشيند پرستويی فراری زغبار

می کنداز همه ياد

در پس آن همه ياد بود فسانه ای نهان

نا بجا ريخت اشکی زرخش

که نشان داد که چنين است و چنان

در پس آنچه نشان داد زبيچارگی اش

آهی سر داد و از حال برفت

گفتمش که چنين است و چنان

پس چرا تو اين چنين و من چنان


+| رها | شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥ | ٤:٤٢ ‎ب.ظ 
پيام هاي ديگران ()