for you

سلام دوستای عزیزم

امیدوارم حالتون خوب باشه و این روزهای پایانی تابستان رو به خوبی سپری کنید و از این فرصت اندک نهایت استفاده رو ببرید.باید بگم ببخشید که دیر آپ کردم آخه نمی دونم از چی بنویسم!!!

شما هم که پیشنهادی نمیدید؟؟؟!!!

از همه شما دوستانم هم برای نظرات قشنگتون ممنون

الهام عزیزم منم دلم برات تنگ شده امیدوارم هرچه زودتر ببینمت

فریبا جون خیلی خوشحالم که دوباره اومدی و نظر دادی

متین جون مرسی که سرزدی

زهره خانوم گل از تو هم ممنونم که نسبت به من لطف داری

از سپیده عزیزم هم برای نظر قشنگش تشکر می کنم

الهه جون چه عجب بابا!!! مرسی که اومدی عزیزم

شنتیا جون از نظر تو هم ممنونم

وای افسانه جونم وقتی نظرتو دیدم بال در آوردم راستی چرا جواب میل هامو نمیدی ؟؟من تا حالا 4 تا میل برات زدم ولی جوابی نگرفتم اینجا هم که دیر به دیر سر می زنی به هرحال مرسی عزیز دلم

ناژین گلم من خیلی خوشحالم که با دختر کوچولویی مثل تو دوست شدم منم دلم برات تنگ شده عزیزم ناژین جونم منم دوستت دارم عزیزم و این آپ بیشتر به خاطر تو بوده خانومی

آپ امروز

خنده آرام بخشی است که عوارض جانبی ندارد

مژده *                                         * مژده

 

آژانس و تاکسی تلفنی نکبت

(با مجوز رسمی از مؤسسه نکبت)

با کادری شوت و خودروهای از رده خارج آماده ی راه رفتن روی اعصاب شما مشتریان عزیز است

با مدیریت نکبت زاده *** هم الکلی و هم معتاده

رانندگان : هوشنگ و مهرتاش *** برادران اراذل و اوباش

Rتخفیف ویژه و تسهیلات *** برای معتادین و الوات

تلفن (') : سیصدو سی و چار *** کوفت و زهرمار

از برانکو می پرسند تاکتیکتون توی تیم ملی چی بود که اینقدر خوب درخشیدید؟

برانکو می گه تاکتیکمون ؟؟؟؟؟ حمیییییییییییید

 

اولی : راستی نتیجه ی امتحان رانندگی ات چی شد؟

دومی : هنوز معلوم نیست!

اولی : چرا؟

دومی : چون افسری که از من امتحان گرفته هنوز به هوش نیامده

آقایی کدو تنبل می خره می بردش کلاس تقویتی

 

معلمي از دانش آموزانش پرسيد : اگر طول اتاقي پنج متر باشد و عرض آن سه متر باشد من چند سالم هست؟!!!!

يكي از دانش آموزان گفت : 48 سالتونه. معلم گفت : از كجا فهميدي؟

دانش آموز گفت : از اونجايي كه يك پسرخاله دارم نيمچه خل هست و 24 سال داره. با اين حساب شما 48 سال داريد!!!

غضنفر خودشو تو آينه مي بينه بعد مي گه اين قيافه چقدر آشناست!!!بعد از يك ساعت فكر كردن مي گه : آها فهميدم اين همون ... ای هست كه توي آرايشگاه يك ساعت زل زده بود به من

 

*** کتاب فارسی مدارس بومی می شود***

در مشهد : آن مرد با شمع آمد

در شیراز : آن مرد حال نداشت نیامد

در زادگاه غضنفر : آن مرد بار برد

در زاهدان : آن مرد کشته شد

در قزوین : آن مرد با لبخند آمد

 

اینم یه شعر قشنگ که هممون باهاش کلی خاطره داریم

یه توپ دارم قلقلیه

سوراخ سوراخ و گِلیه

می زنم زمین می ره تو زیرزمین

نمی دونی تا کجا می ره

من این توپو نداشتم

از آشغالی برداشتم

بابا به من کتک زد

یه مشت و یک لگد زد

اين عکس قشنگم تقديم به ناژين خانوم گل و افسانه خانوم عزيزم

خوب می دونید یه جورایی خسته شدم به نظرم وبلاگم یه کمی بی نمک شده برای همینم از شما دوستای خوبم می خوام که هر پیشنهادی برای بهتر شدن وبلاگ دارید در نظرات بگید تا منم ازشون استفاده کنم

امیدوارم از مطالب این پستم خوشتون اومده باشه

نظر یادتون نره ها

نظر و ایده هاتون رو بدید تا بتونم زود به زود آپ کنم

موفق و پیروز باشید

به پايان رسيد اين پست اما وبلاگ همچنان باقي ...... به صد پست نتوان گفت وصف الحال مشتاقي

فعلا بابای

 

 

 


+| رها | شنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٥ | ٩:٢٥ ‎ب.ظ 
پيام هاي ديگران ()