خدايا دوستت دارم

برای رسیدن به تو نیازی به جاده های زمینی نیست.یک آینه و قدری خورشید کافی است.برای آنکه به تو برسم لازم نیست مثل مجنون سر به بیابان بگذارم و فرهاد وار تیشه بر بیستون بزنم.

نه٬تو را همه جا می توان دید و از همه کس حتی سنگهای خارا می توان نام تو را شنید.برای رسیدن به تو باید از هزار چشمه وضو گرفت و هزار بار روی سجاده ای از شعر و ترانه نماز خواند.

باید پیراهن عشق را بر تن کرد و مدام گل های یاس را بویید.وقتی فاصله ی من و تو زیاد می شود و از عطر بکرت دور می افتم.به پرنده ها نگاه می کنم.

من نیاز مند نگاه توام و اگر یک روز بی نام تو روزنامه ای باز کنم ٬پنجره ی اتاقم بسته می شود.کاش می توانستی برایم نامه بنویسی.من از خواندن نامه های موازی خسته شده ام.

بگذار خطهای تیره را از نوشته هایم پاک کنم و حرف هایم را در اب رودخا نه ای که از کنار نفسهای تو میگذرد ٬بشویم.می خواهم خودم را برای رسیدن به تو اماده کنم.هر روز صدایم را صیقل می دهم ٬روحم را به باغستانهای لیمو می برم ودل ساده ام را از سینه بیرون می اورم تا ببینی چقدر دوستت دارم.

در اتاق کوچک من همه اشیا شاعرند و تو را دوست دارند.پرده ها و چراغها بوی شعر می دهند و ستاره ها هر شب برای تما شای انها از اسمان پایین می ایند.

راستی تصميم داشتم که کليک راست رو در وبلاگم ممنوع کنم ولی فکر کردم با اين کار کسی نمی تونه عکس ها رو ذخيره کنه و به همين دليل ديگه به وبلاگم نياد برای همين منصرف شدم.راستی شما آهنگ وبلاگم

رو ميشنويد؟من که نمی شنوم!!! نظر يادتون نره برای متن و عکس و حرفای خودم


+| رها | چهارشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٥ | ۸:٥٩ ‎ب.ظ 
پيام هاي ديگران ()